دوازده بند در ولادت و مدح امام رضا علیه السلام (بند 7 و 8)
بند هفتم
| تـــو ولــــی خــدای منــــانی | تو بـه کل وجــود سلطانی | ||
| تو کلام خــدا بــه نطق کلیــم | تو بـه درد مسیـح درمـانی | ||
| بس که آقــا و مهربــان استی | ضـــامن آهـــوی بیابـــانی | ||
| مــا همه قطرهایــم و تــو دریا | مـا همـه تشنه و تو بارانی | ||
| به خـدا ای چراغ و چشم نبی | که تو چشـم و چراغ ایرانی | ||
| هردلی برتو یک خراسان است | گرچه خود در دل خراسانی | ||
| کس ندانـد غـریب طـوس تو را | که تـو خـود ضامن غریبانی |
| من به کویت پناه آوردم |
| عـوض گـل، گناه آوردم |
بند هشتم
| سیدی هرچه بودم و هستم | به ضریح تو دست دل بستم | ||
| تو رئوفـی و مـن زمیـنخورده | تو بلنـدی و من همـه پستـم | ||
| بس کــه بگرفتــهاید تحـویلم | فکر کردم که از شما هستم | ||
| عهــد بستـم دگـر گنه نکنـم | بازهم عهدخویش بشکستم | ||
| عـوض آنکــه دست رد بزنـی | بــاز بگــرفتی از کـرم دستم | ||
| روز اول اجــــــازهام دادیـــــد | بر شمـــا خانـواده پیــوستم | ||
| آتش ار ســوزدم نمیفهمـم | بس که از کوثر تو سرمستم |
| نگــذاری برنـــد در نــارم |
| به همه گفتهام رضا دارم |
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم دی ۱۳۹۲ ساعت 12:35 توسط مهدوی نژاد
|
سلام