| فرا رسیدن ایام شهادت و سوگواری سه ساله کربلا ، باب الحوائج حضرت رقیه سلام الله علیها تسلیت باد | |
![]() | |
ویژگی های شخصیتی آیت ا... مدرس
ویژگی های شخصیتی آیت ا... مدرس
ویژگی های شخصیتی آیت ا... مدرس
1. سلاست و روانی گفتار
شاهکار کم نظیر شهید مدرّس در دوران زندگی و فعالیت های گوناگونش رامی توان در گفتار او جست و جو نمود. سخنانش در عین سادگی، آن قدر پر محتوا، شیرین و روان بود که مخاطبان را جذب می کرد (1). وقتی در مجلس شورای ملّی پشت میر خطابه قرار می گرفت، همه مات و مبهوت بیانات او می شدند. مدرّس آن چنان سخن می گفت که نمایندگان بعد از او، خود را بی نیاز از ارایه ی مطلبی می دیدند. «علی مدرّسی»، در این زمینه می نویسد:
«بیانات مدّرس سلیس و روان است و ارتباط موضوعی دارد. ساده بودن و بی پیرایگی سخن مدرّس آن چنان است که خواننده احساس نمی کند که او بر کرسی خطابه و نطق قرار گرفته و آن چنان صمیمی مطلب را ادا می نماید که گاه انسان می اندیشد در کنار گوینده نشسته است. منطق محکم و استدلال قوی مدرّس در سراسر نطق های او روشن و آشکار است، به طوری که تقریباً کلّیه ی سخن گویان بعد از او در جلسات مجلس اعتراف نموده اند که سخن گفتن بعد از مدرّس بی اندازه دشوار و کار مشکلی است (2).»
«ملک الشعرای بهار»، هم در این رابطه می نویسد:
«هتاک و بی نزاکت و مفتری (3) نبود. حقایق در افکارش بسیار متمرکز بود تا ظاهرسازی و عوام فریبی و یکی از اسرار موفقیّت های او در خطابه نیز همین معنی بود.... او در سخنرانی و خطابه در عهد خود همتا نداشت (4).»
2. بی اعتنایی به مال دنیا
مدرّس در روزگار خود، در مجلس، دربار، نزد نمایندگان مجلس و مسئولین کشور جایگاه ویژه ای داشت، برای او احترام قایل بودند و در بسیاری از مشکلات از وی یاران می طلبیدند. هیچ گاه از این جایگاه و موقعیت استفاده ی شخصی نکرد و همواره برای رفع مشکلات مردم و جامعه کوشید.روح بزرگ مدرّس، مناعت طبع و بی اعتنایی او به دنیای فانی و زودگذر از او انسانی وارسته و پاک ساخت. همین ویژگی سبب شد تا در اوج قدرت و محبوبیت دست از زندگی ساده و بی آلایش خود بر ندارد و بتواند در مسیر حق و حقیقت گام بردارد. همه دارایی او را پس از شهادت بسیار اندک نوشته اند (5).
3. شهامت و شجاعت
برخورداری شهید مدرّس از این ویژگی، عامل پیروزی او در بسیاری از عرصه ها بود. وی تنها در مقابل خدا تواضع می کرد و از دیگران واهمه ای نداشت. سخن حق خود را از هر تریبونی که لازم بود، بیان می نمود. شاه، وزیر و وکیل نزد او را با رعیّت و فقیر، تفاوتی نداشت. مطابق عقیده اش و براساس قوانین اسلامی سخنمی گفت و عمل می کرد. او معتقد بود، «وقتی شجاعت نباشد، عقیده عملی نخواهد شد (6)»، یا این که دیرتر به نتیجه می رسد. زمانی که همه از رضاخان سردار سپه ترس و وحشت داشتند، شهید مدرّس با چند نفر از گروه اقلیت مجلس شورای ملّی مانند طوفانی سهمگین در برابر سیاست های خصمانه، ضد میهنی و مردمی او ایستادگی کرد و اگر چه در پایان کار سردار سپه بر ایران مسلّط شد و او را نیز به شهادت رساند، ولی سیّد در تاریخ ایران، نام نیکی از خود بر جای گذاشت. گاهی وی یک تنه به مخالفت رضاخان می پرداخت و برای عملی شدن عقیده اش، ترس و واهمه ای از زندان و تبعید و مرگ نداشت. خودش در سخنانی که در مدرسه ی چهار باغ اصفهان خطاب به علمای آن شهر ایراد کرده، گفته است:
«اختلاف من با رضاخان بر سر کلاه و عمّامه و این مسایل جزئی از قبیل نظام اجباری نیست... من با سیاست هایی که آزادی و استقلال ملّت ایران و جهان اسلام را تهدید می کند، مبارزه می کنم، راه و هدف خود را هم می شناسم و در این مبارزه هم پشت سر خود را نگاه نمی کنم که شما با کسان دیگری همراهی می کنید یا نه.
لازمه ی مبارزه در این راه از خودگذشتگی و فداکاری است که شما ندارید، مرا نه عمر می دانید که بنا به مصالح کلّی قبولم داشته باشید و نه علی (ع) که عملم را حجّت بدانید. امور مملکت با اظهار عقیده و ایراد حل نمی شود. باید به عمل پرداخت (7).»
مورّخان درباره ی شهامت و شجاعت شهید مدرّس، نمونه های زیادی را در آثار خود ذکر کرده اند که نشان می دهد او نه تنها در مقابل ظلم و جور حکام و استکبار جهانی و بی عدالتی های رایج در حکومت، انسان شجاعی بوده، بلکه در جهات دیگر هم با شهامت و شجاع معرفی شده است. شجاعت شهید مدرّس ویژگی خاصّی بوده که در روح و قلب او وجود داشته و تا لحظه ی شهادت از وی فاصله نگرفته است. سیّد در برابر افکار پست، عقاید منحرف، پایمال شدن حقوق مردم، حیف و میل بیت المال مسلمین، آزادی های مخرّب، کم کاری، نادیده گرفته شدن ارزش های انسانی و اسلامی و ... شجاعانه می ایستاد، با شهامت ابراز عقیده می کرد و برای تحقّق حق
می کوشید. حتّی او در وقایع طبیعی زندگی خود نیز شجاع بوده است. ماجرای برخورد او با یک گرگ درنده بسیار معروف است، می گویند:
«یکی از شب های زمستان بود. سرما بیداد می کرد. ابرهای تیره و تاری در آسمان حرکت می کردند، زمین پوشیده از برف بود و هر لحظه که از شب می گذشت هوا سردتر و تاریک تر می شد. تنها سفیدی برف ها می توانست انسان را در حرکت کردن کمک کند.
در این شرایط مدرّس به سوی آبادی حرکت می کرد و تا رسیدن به مقصد راه زیادی در پیش داشت. او تنها و بدون همراه در بیایان پوشیده از برف راه می سپرد. از دور، صدای زوزه ی گرگی به گوش سیّد رسید. با شنیدن صدای مخوف گرگ، نگاهش را به اطراف چرخاند تا ببیند آن حیوان درنده از کدام سو می آید.
هرچه به آن حوالی چشم دوخت تا شادی مأمنی بیابد و در آن بیاساید، جز برف و بیابان و سوز و سرما چیزی نیافت. با استواری خاصی عصایش را در دستش فشرد و توکّل به خداوند کرد و در میان برف ها به راه خود ادامه داد. چند قدمی که پیش رفت، شبه سیاهی را دید، خیلی زود آن را شناخت. یک گرگ بود، گرگی گرسنه و خشمگین، گرگ چرخی به دور خود زد و به سیّد نزدیک شد. مدرّس به آرامی قدمی به عقب برداشت. گرگ زوزه ای کشید و به سوی مدرّس جهید. سیّد بدون آن که هراسی به دل راه دهد، بدون لحظه ای درنگ عصایش را در هوا چرخاند و سر آن را در دهان گشوده ی گرگ فرو برد.
زوزه ی گرگ در گلویش خفه شد. مدرّس فشار بیش تری به عصا آورد و آن را در کام گرگ نگه داشت. گرگ با جهیدن به این سو و آن سو و چرخاندن سر می خواست خود را از فشار عصا نجات دهد، اما راه گریزی نداشت، ناچار عقب عقب رفت. مدرّس رهایش نکرد، با هر قدم که گرگ به عقب می گذاشت، گامی جلو می رفت. لحظاتی سپری نشده بود که گرگ ناله ای کرد و به روی برف ها افتاد و شروع کرد به دست و پا زدن، چشم هایش به نقطه ی خیره ماند و دیگر حرکتی نکرد (8).»
شهید مدرّس در برابر انسان های گرگ صفت هم، بسیار شجاع بود و ضمن انتقادهای شدید از آن ها، تلاش می کرد تا تصمیم های ضدّ مردمی و ضدّ مذهبی آنان جامه ی عمل نپوشد. او با کلام یا با عمل خود این گونه افراد را محکوم می کرد و هیچ گاه در مقابل آن ها تن به ذلّت نداد.
مشخصات و تاریخچه مرقد امام حسین(ع)
اگر چه قبر حقيقى سيدالشهدا (ع) در دلها و قلبهاست كه بناى آن از دوران كودكى در سرزمين دل شيعيان و عاشقانش گذارده شد؛ اما مرقد شريف آن حضرت همواره از آثار و بركات متعددى برخوردار بوده است .
ضريح مقدس و حرم مطهر امام حسين (ع) يادگارى از جان نثارى و فداكارى او و يارانش در راه خدا مىباشد. مرقدى كه جاى عترت آدميان براى ابد و دوام خواهد بود، و سزاوار است كه اين بارگاه شريف و غمانگيز و شور آفرين، همواره زيارتگاه مردم جهان شده و انسانها ، فداكارى و عشق و صفا را از خفتگان اين مرقدهاى شريف ، سرمشق گيرند.

حرم حسين كعبه دلهاست . و اين كعبه طوافگاه زائران و قبله اميدواران و دارالشفاى دردمندان و پناهگاه توبه كنندگان و گنهكاران است.
آرى، عاشقان كويش و دلباختگان رويش ، پروانهوار خود را در اطراف ضريح مطهرش گردانيده و به آتش عشق و محبت او، پر و بال خويش را مىسوزانند و اشك شوق و اشتياق بر چهره و رخسار مىافشانند، و بر مظلومى و مصيبتهاى او و خاندانش ناله سر مىدهند براستى «اين چه شمعى است كه جانها همه پروانه اوست».
برگرد حريم تو ، كه دست طلب ماست
چون دامن شمعى است، كه پروانه بگيرد
فضل و شرافت كربلا و مرقد مطهر سيدالشهدا (ع) چنان است كه امام صادق (ع) فرمود: «قبر ابى عبدالله الحسين (ع) از آن روزى كه در آنجا دفن شد، باغى از باغهاى بهشتى است» (1).
با ذكر اين مختصر ، شايسته است جهت آگاهى و آشنايى با چگونگى حرم و مرقد شريف امام حسين (ع) و تحولات عمارت شريف ، مطالبى به طور اجمال ذكر گردد.
محل دفن آن حضرت كه همان گودال قتلگاه است ، اكنون داراى سقفى است كه روى آن صندوق مبارك نهاده شده و روى صندوق ، ضريح در ميان روضه منوره ، و روضه نيز در بين مسجد (مسجد بالا سر و مسجد پشت سر) و در طرف پايين پا در زاويه روضه قبور شهدا مىباشد اين مجموعه هم اكنون حرم امام حسين (ع) را تشكيل مىدهد، و حرم نيز ميان رواق و رواق در وسط صحن و صحن محور آبادانى زمين كربلا بوده و مىباشد.
ضريح مقدس در وسط واقع است و از نقره خالص ساخته شده كه در پيش روى آن با طلا و به خط نسخ نوشته شده: «ولا تحسبن الذين قتلوا فى سبيل الله امواتا بل احياء عند ربهم يرزقون»، و در بالاى سر، «آيه نور» نوشته شده است .
صحن مطهر حسين (ع) داراى هفت باب است كه عبارتنداز:
1- باب قبله كه ساعتى بر فراز آن نصب است ،
2- باب قاضى الحاجات
3- باب زينبيه كه در حدود تل زينبيه قرار دارد
4- باب سلطانى
5- باب بازار بزازها
6- باب سدره كه در شمال صحن بوده و به بازار و اطراف راه دارد
7- باب صافى كه به درب بين الحرمين نيز معروف است.
تاریخچه :
از اخبار چنين بر مىآيد كه بارگاه حسينى هفت مرتبه - به غير از عمارت موجود - بنا نهاده شده است .
عمارت اول: بارگاه سيدالشهدا (ع) پس از ساختن قبر شريف آن حضرت براى اولين بار در دوران بنى اميه بنا گرديد ، اخبار و روايات بسيارى آمده كه در زمان بنى اميه سقفى بر روى مزار امام و مسجدى (ظاهراً توسط بنى اسد) نزديك آن ساخته شد و تا زمان هارون الرشيد (سال 193 ) همچنان باقى بود.
عمارت دوم : بعد از تخريب مرقد شريف ، توسط هارون ، در زمان مأمون خليفه عباسى، عمارت دوم بنا شد، و تا سال 232 باقى بود .
اما از آن سال تا سال 247 متوكل چهار بار امر به خرابى و انهدام قبر كرد، و اوقاف حاير مبارك را برد و ذخاير آن را تاراج كرد.
عمارت سوم : سومين بار مرقد مطهر امام به دست «منتصر» تجديد بنا شد، و تا سال 273 باقى بود.
عمارت چهارم : تجديد بناى مرقد امام براى چهارمين بار به دست محمد بن زيد بن حسن بن محمد بن اسماعيل بن زيد بن على بن الحسين بن على بن ابيطالب ، ملقب به «داعى صغير» پادشاه طبرستان انجام گرفت.
عمارت پنجم : بناى عضد الدوله ديلمى بود، كه در سال 369 بنا شد، و در زمان او بود كه رواقى به دست عمران بن شاهين معروف به «رواق عمران» در حاير حسين ساخته شد.
عمارت ششم : ششمين بار بارگاه حسين به دست حسن بن مفضل بن سهلان ابومحمد رامهرمزى ، وزير سلطان الدوله ديلمى نوسازى شد.
عمارت هفتم : عمارت موجود است كه در سال 767 بعد از سرنگونى دولت آل بويه به سال 310 به دستور سلطان اويس ايلخانى ساخته شد، و در سال 786 فرزندش احمد بن اويس در تكميل آن كوشيد و تاريخ آن در بالاى محراب و نزديك سر شريف آن حضرت نگاشته شده است . (2)
پی نوشتها :
1- سيرهء امامان (ترجمهء اعيان الشيعه ), علامه سيد محسن امين , ص 220ـ و زندگانى چهارده معصوم ,
عمادزاده , ج 2 ص 137
2- وسائل الشيعه , شيخ حر عاملى , ج 10 ص 323


سلام