حدیث روز
حضرت علی (ع) - نوحه - علی اصغر (ع)

حضرت علی (ع)

لطفاً به آرشیو موضوعی مراجعه کنید

نوحه حضرت علی‌اصغر علیه السلام


دریافت فایل صوتی

من بـرای خدا دسته‌گل می‌برم
باشد این دسته‌گل غنچۀ پرپرم
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
****
چهـرۀ لاله‌گـون می‌پسندد خـدا
حنجر غرقه خون می‌پسندد خدا
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
****
خنده کن تا که از خون خضابت کنم
بــر ســر دوش خــود آفتابت کنم
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
****
هدیه بر خالق داورت می‌کنم
پیش تیـر بلا سپرت می‌کنـم
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
سینه و دست من شده گهواره‌ات
گشته تقـدیم حق گلوی پاره‌ات
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
****
عهد من با خدا از تو کامل شود
قسمتت جای شیر، تیر قاتل شود
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم
****
گرچه با سنِّ کم تو علی‌اصغری
بر روی دست من حجتِ اکبری
هدیۀ داورم خنده کن اصغرم

دودریا اشک1 -غلامرضا سازگار

 

نوحه حضرت علی اصغر علیه السلام


دریافت فایل صوتی

من به میدان شهادت قرص ماه آورده‌ام
شیرخـواره کودکی از خیمه‌گاه آورده‌ام
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
طفـل عطشانم ز دریــا دلربـائی می‌کند
دست‌های بسته‌اش مشکل گشائی می‌کند
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
قلب اصغر گشته مثل آتشِ افروخته
بـر گلوی تشنة او آب دریـا سوخته
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
اهل کوفه! کودک شش ماهه‌ام رفته ز تاب
از تلظّـی‌های او آیــد صــدای آب آب
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بـارالها تیـر قــاتل اصغرم را شیر داد
پاسخ شش ماهه‌ام را حرمله با تیر داد
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
بعـد هفتاد و دو لاله غنچه‌ام پرپر شده
بر سر دوشم روان خونِ علی‌اصغر شده
آخرین یارم علی مهر طومارم علی
****
اصغرم در موج خون غسل شهادت می‌کند
بـر سـر دوش پـدر حق را عبادت می‌کند
آخرین یارم علی مهر طومارم علی

دودریا اشک1 -غلامرضا سازگار

 


 

نوحه حضرت علی اصغر علیه السلام


دریافت فایل صوتی

یـار سرافــراز مـني ای علی‌اصغر
شش ماهه سرباز مني ای علی‌اصغر
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)
****
ای آخرین یارم چرا چشم خود بستی
تنها تو را دارم چرا چشم خـود بستی
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)
****
قرآن کوچک حسین غرق خون گردید
آیاتش از خـون گلـو لاله‌گون گردید
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)
****
ای بسمل بی‌سـر شـده رفتی از دستم
یکبار دیگر خنده کن من حسین استم
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)

لبخنـد تـو زد آتشم ای عـلی‌اصغر
تیر از گلویت می‌کشم ای علی‌اصغر
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)
****
خون گلوی اصغرم آبرویم شد
عـلی عـلی علی گفتگویم شد
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)
****
رفتی و مـن تنهـا شدم بین دشمن‌ها
تو پر زدی من می‌روم در حرم تنها
مظلوم علی‌اصغرم ای علی جانم (2)

دودریا اشک1 -غلامرضا سازگار


 

یاس لاله پوش

یک گل دگر نمانده است، به دست گلفروش
یارب تو مشتری باشی، به یاس لاله پوش
بگیر این غنچه ی نازم که در آغوش من باشد
سرش از خیمه تا میدان به روی دوش من باشد
ای کودکم بخواب « تکرار»

ای گل ناز فاطمه شرمنده ی توأم
بگشا دو لب که کشته ی یک خنده ی توأم
نمی گویم به چه حالی از آن یک خنده ام کردی
به یک لبخند خود کشتی مرا و زنده ام کردی
ای کودکم بخواب « تکرار»

چشمان تو ز تشنگی ندیده رنگ خواب
رفته به خواب ناز اگر ندیده خواب آب
به باغ و گلشن زهرا رسیده فصل بی آبی
ز بی آبی رخ اهل حرم گردیده مهتابی
ای کودکم بخواب « تکرار»

 

گل بی رنگ

ببینید، ببینید، گُلم رنگ ندارد
اگر آمده میدان، سَرِ جنگ ندارد
گُلم سُرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست
واویلا، واویلا، واویلا، واویلا



جُز این کودک معصوم، دگر یار ندارم
جُز این هِدیه ی کوچک، به دادار ندارم
گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست
واویلا، واویلا، واویلا، واویلا



به روی دست و دوشم، ببینید فتاده
سر و گردن خود را، به دوش من نهاده
گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست
واویلا، واویلا، واویلا، واویلا


 
اگر تیر دریده، اگر رنگ به رو نیست
به جز تیر سه پهلو، جوابی به گلو نیست
گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست
واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

 
منم تاجر و، جز او، ز سرمایه ندارم
ز سوره ها ی عشقم، جز این آیه ندارم
گُلم سرخ و سپیدست، ازو قطع امیدست
واویلا، واویلا، واویلا، واویلا

 

آغوش زهرا سلام الله علیها

دریافت فایل صوتی

دیشب خواب آغوش فاطمه دیدم
او مرا بوسید و من او را بوسیدم
مادر به رویم خنده کرد از خود مرا شرمنده کرد
گفتا که تو مهمان من باشی به فردا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»


بر حنجر نازکم زهرا نگه دوخت
دیدم کند گریه از بسکه دلش سوخت
گفتا به من خوش آمدی همبازی مُحسن شدی
باشد در اینجا شیر و آب تو مُهیا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»


دیدارش باعث سرافرازی ام شد
شش ماهه ی مادرت همبازی ام شد
می آمد از او بوی تو گفتا منم عموی تو
جای دو شش ماهه بود آغوش زهرا
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

 

گل فروش

من باغبان عشقم و، گل می فروشم
بگرفته ام این غنچه را، بر روی دوشم
این آخرین یار من است ای اهل کوفه
این مهر طومار من است ای اهل کوفه
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

با خنده ی آخر ز خود، شرمنده ام کرد
با یک نگه هم کُشت او، هم زنده ام کرد
این آخرین یار من است، ای اهل کوفه
این مهر طومار من است، ای اهل کوفه
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

ای کوفیان آورده ام، شش ماهه مهمان
بر روی دست من بود، یک جزء قرآن
این آخرین یار من است، ای اهل کوفه
این مهر طومار من است، ای اهل کوفه
آه و واویلا، آه و واویلا «تکرار»

 

عطش

در عطش باغ و، فصل بی آبی
هر مهی دارد، رنگ مهتابی
چه کنم من و باغ پر از گل
ز غم گل و غنچه و بلبل
عطش عطش عطش، همه به حال غش «تکرار»

اینکه بر چهره، آب و رنگش نیست
طفل شش ماهه ست، تاب جنگش نیست
همه و جان امید من ست این
گل سرخ و سفید من ست این
عطش عطش عطش، همه به حال غش «تکرار»

بر صغیر من، تشنگی تازد
از یَمی یک نَم، کم نمی سازد
شده گلشن فاطمه تشنه
چکنم من و اینهمه تشنه
عطش عطش عطش، همه به حال غش «تکرار»

 آسمان من، این شفق دارد
دفتر عشقم، یک ورق دارد
ز جفای عدوی ستمگر
به جز او نبود کس دیگر
عطش عطش عطش، همه به حال غش «تکرار»

من نیاوردم، بهر دلسوزی
با خود آوردم، فتح پیروزی
سر خود بنهاده به دوشم
چه کنم من اگر نخروشم
عطش عطش عطش، همه به حال غش «تکرار»


 

خنده

دریافت فایل صوتی

من یاوری جز این پسر ندارم
در باغ خود یک گل دگر ندارم
این یاس گلزار من است
غنچة بی خار من است
ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»


دانید تیر حرمله چه ها کرد
آمد به باغ و لب غنچه وا کرد
او بر رخ من خنده کرد
از خود مرا شرمنده کرد
ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»


این گل به مشکین موی او شکن هاست
در چشم نیمه باز او سخن هاست
آئینه ی وجودم اوست
هم غیب و هم شهودم اوست
ای اهل عالم – ای اهل عالم «تکرار»


مُهر طومار

گل بی خار حسین، آخرین یار حسین
آمدی تا که شوی، مهر طومار حسین
غنچه ی من مزن از خنده ات آتش به دلم
من که خود از تو و از مادر تو بس خجلم
اصغرم لالایی، اصغرم لالایی

لاله ی صحرایی، غنچه ی زهرایی
کوفیان کف بزنند، یا بود لالایی
به روی دست پدر با گلوی پاره بخواب
شده دست پدر از بهر تو گهواره بخواب
اصغرم لالایی، اصغرم لالایی

ای گل یاس سفید، ای لب تشنه شهید
کس به جز قاتل تو، غنچه از شاخه نچید
عوض شیر پر از خون دهنت را دیدم
بسته پر بودی و پرپر زدنت را دیدم
اصغرم لالایی، اصغرم لالایی

 


فصل بی آبی

دریافت فایل صوتی

چرا ای قرص ماه من، شده رنگ تو مهتابی
نمی بینی شکوفایی، که باشد فصل بی آبی
واویلا، آه و واویلا «تکرار»


زدی بر روی من خنده، شدم زین خنده شرمنده
به یک لبخند پُرمعنی، شدم همه کُشته هم زنده
واویلا، آه و واویلا «تکرار»


سردست پدر بودی، شدی چون مرغ پر کنده
ز لبخندت بود پیدا، که قبرت را پدر کنده
واویلا، آه و واویلا «تکرار»

 

فصل بی آبی


دریافت فایل صوتی

باغ من تشنه است و فصل بی آبی ست
روی هر ماه من چون شب مهتابی ست
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»


من ندارم ز صد لشگر دشمن هَراس
اگر آبی طلب کنم مَبین التماس
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»


غنچة ناز من به باغبانت بخند
گرچه پرپر شدی به دشمنانت بخند
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار» 


پسرم وا کنم بند قماط تو را
تا روی دست بابا بزنی دست و پا
ای گل ناز من – جان و جانباز من
اصغر من، اصغر من «تکرار»


 

مربع ترجیع


خستة خوابی بخواب، تشنة آبی بخواب
اصغر من لای لای چرا نخوابی بخواب


مرغک پربسته ام، فتاده ای از نفس
آمده بابا مگر، رهانَدَت از قفس
نیست ز تو تشنه تر، درین حَرَم هیچ کس
تشنه ترین غنچة باغ ربابی بخواب
خسته خوابی بخواب


ز ناخن غم مزن، به سینة من خراش
قلب ربابی مگر، کاین همه داری تلاش
پدر پی بردنت، آمده آماده باش
تو مُهر طومار مظلومی بابی، بخواب
خسته خوابی بخواب


مَهد تو با دستِ آه، مَلَک تکان می دهد
تاوَلِ لب های تو عطش نشان می دهد
باغِ گلِ روی تو بویِ خزان می دهد
شیر ندارم مَنال، آب نیابی بخواب
خسته خوابی بخواب

 برو به میدان بده، به ماجرا خاتمه
برو که سقّای تو، فتاده در علقمه
برو، ز دوش پدر، در بغل فاطمه
چو ماهی روی خاک دور ز آبی بخواب
خسته خوابی بخواب

 
پَرَستویم وا نشد، پر که مُهاجِر شدی
دو هفته از ماهِ تو، رفته مسافر شدی
پیِ دفاع از پدر، به مهد حاضر شدی
به پاسُخَت بر لَبَم – نیست جوابی بخواب
خسته خوابی بخواب



+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم دی 1389ساعت 21:55  توسط مهدوی نژاد  |